تبليغاتX
حافظ موسوی
حافظ موسوی
گفت‌وگو با حافظ موسوي

گفت‌وگو با حافظ موسوي
درباره شعر سياسي خرافه وجود دارد / به بهانه كتاب خرده‌ريز خاطره‌ها و شعرهاي خاورميانه

 


منبع: روزنامه فرهيختگان

پوريا سوري:اگرچه ما ايراني‌ها خصوصا در قرن اخير پشت حصار نامطمئن عرب‌ستيزي پناه گرفته‌ايم و كوشيده‌ايم خودمان را به خاورميانه و خاورميانه را به خودمان نامربوط بدانيم اما حالا ديگر گمان مي‌كنم پنهان شدن پشت اين حصار دردي از ما دوا نمي‌كند و حالا ديگر چه بخواهيم، چه نخواهيم سرنوشت ما با سرنوشت خاورميانه گره خورده است... اينها درددل شاعري است كه معتقد است «من تحليلگر سياسي نيستم اما به هر حال شهروند اين خاورميانه‌ام!» و براساس همين دغدغه‌هاي شهروندي‌اش مجموعه شعري را منتشر كرده است كه «خرده‌ريز خاطره‌ها و شعرهاي خاورميانه» نام دارد، مجموعه‌اي كه دو بخش دارد يا دو كتاب مجزا است كه به دلايلي كه شاعر در مصاحبه مي‌گويد كنار هم قرار گرفته‌اند. خرده‌ريز خاطره‌ها تصاوير و خاطرات دور و نزديكي است كه پيوسته در كنار هم قرار گرفته است و شاعر تجربه‌هاي زيسته‌شده خود و همنسلانش را كه در محدوده جغرافيايي، سياسي و زماني مشترك رخ داده با تصاوير ساده بيان كرده است. بخش نخست گفت‌وگوي من با حافظ موسوي را (كه پسوندهايي مانند روزنامه‌نگار، منتقد ادبي، پژوهشگر و مدير انتشارات آهنگ ديگر را به جز صفت شاعري‌اش مي‌توان به او اختصاص داد) پيرامون شعر اجتماعي حافظ موسوي و خرده‌ريز خاطره‌هايش امروز در صفحه ادبيات ایران بخوانيد و شعرهاي خاورميانه كه بخش دوم گفت‌وگو است در روزهاي بعد به چاپ می‌رسد.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 22:23  توسط حافظ موسوی  | 

رهيدگي در شکلي ديگر

گفت وگو با حافظ موسوي

درباره مجموعه خرده ريز خاطره ها و شعرهاي خاورميانه

لادن نيکنام

 

 
منبع: اعتماد

حافظ موسوی از آن دسته شاعرانی است که با زباني ساده شعر مي گويد. ساده نه به معناي پيش پاافتاده و دم دستي که به معناي رسيدن به درکي امروزي و نوين از زبان فارسي. شايد حافظ موسوي هنگام سرودن شعر به مخاطب نينديشد اما نوع شعري که به دست ما مي دهد، متني است که در يک نشست خوانده مي شود و بارها مي توان تکه هاي آن را در ذهن مرور کرد؛ مفاهيمي اين زماني و به شدت امروزي. گويي شاعر خود را مسافري ساکن زمين مي داند که تکانه هاي گوشه و کنارش مساله اصلي ذهن اوست. تحولات خاورميانه و ايران از گذشته دور تا امروز شاعري را فرارويمان قرار مي دهد که فارغ از محيط پيرامون خود نيست؛ خود را حاضر و ناظر بر تمام شرايط اطراف خود مي بيند. نمي تواند منفعل و بي تفاوت باشد و تلاش مي کند مساله انسان معاصر را به مساله شخصي هر يک از مخاطبان تبديل کند. اين فرآيند به واسطه زبان پيراسته و شسته و رفته دفتر شعر ممکن شده است. نوع پرداخت اين شعرها هم به واسطه تصاوير متنوع و اجراي ميني ماليستي است. برش هاي کوتاه و ظريف در کنار هم مونتاژ مي شوند تا خوانش شعرها ما را به فضايي آشنا نزديک کند؛ فضايي که ريشه در وقايع روزمره دارد. استفاده شاعرانه از وقايع روزمره بي ترديد کار ساده يي نيست و خود اين رويکرد وقتي درخور مي طلبد؛ حرکتي که در ادبيات ايران سابقه يي بس طولاني دارد. به تازگي موجي در شعر جوان ايران ديده مي شود که در متن ها از زمان و مکان همگي مي خواهند برهند. حافظ موسوي به ما ياد مي دهد که رهيدگي را در شکلي ديگر تعريف کنيم و بدانيم درک ريشه هاي ادبيات ايراني بيشتر ما را به رهايي در متن کمک مي کند. در مورد خصيصه هاي شعري دفتر «خرده ريز خاطره ها و شعرهاي خاورميانه» با او گفت وگويي انجام شده است که حاصل فراروي شماست.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 6:1  توسط حافظ موسوی  | 

عليه فراموشاندن

 منبع: اعتماد ملی

بر آب‌ها دست مي‌كشم
بر پوست درختان
بر سنگ‌ها، صخره‌ها، علف‌ها
بر آن چيزها كه در خيال من است و
اكنون اينجا نيست
پاهاي ورم‌كرده‌را
بر كف سيماني مي‌سايم
لكه‌‌هاي خون را
از جداره ناخن‌ها بيرون مي‌كشم
و چهره از ياد رفته‌ام را
در پياله‌اي آب مي‌نگرم
كه در خاطره‌هاي من هست و
اكنون اينجا نيست
بايد به ياد بياورم چهره خود را
بايد به ياد بياورم صداي زنم را
بايد با دخترم براي راهپيمايي فردا قرار بگذارم
بايد زير و بم صداي كسانم را مرور كنم
بايد اين خرچنگ را از گلوي خودم بردارم
بايد حنجره‌ام را از اين كرختي خلاص كنم
بايد آواز بخوانم، فرياد برآرم، جيغ بكشم
بايد در اين مربع كوچك
تا مي‌توانم ضربدر (×) بزنم
بايد نام خودم را
نام كسانم را
نامه دخترم، زنم، پسرانم را
بايد نام بقال محله، خيابان‌هاي شهر،
پارك‌ها، كوچه‌ها، كافه‌ها، كتابفروشي‌ها
بايد تمام نام‌هاي روبه فراموشي را
روزي هزار بار تكرار كنم
بايد به ياد بياورم «من»‌ام را
بايد به ياد بياورم لبخندم را
بايد به ياد بياورم ليوان را، ملافه‌را،
چاي صبح را، نان برشته را
كتاب را، روزنامه را، خودكار را
بايد به ياد بياورم
بايد به ياد بياورم
من انسانم
تكرار مي‌كنم شلاق تكرار مي‌كنم شلاق
انسان
شلاق
انسان
شلاق
انسان
من انسانم!
بايد به ياد بياورم!

10/5/1388 
 

|+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 5:49  توسط حافظ موسوی  | 

برای خواهرکم «ندا»
 صدا به صدا نمي‌رسد
چشم، چشم را نمي‌بيند
بيا به خانه برگرديم خواهركم
ما به اندازه كافي بهانه براي گريستن داريم

بيا به خانه برگرديم
مگر نمي‌بيني
اينجا نه پرنده‌اي آواز مي‌خواند
نه كودكي لبخند مي‌زند
و از دهان بهت‌زده كوچه‌ها و خيابان‌ها
آتش و دود برمي‌خيزد

بيا به خانه برگرديم
این ها بی رح اند
گلوله‌هاشان مشقي نيست
چشم‌هاي معصوم تو، خواهركم
طاقت اين همه گاز اشك‌آور و
دشنام و دود را ندارد

بيا به خانه برگرديم خواهركم
اين خيابان را
پيش از اين بارها به خون كشيده‌اند
اينجا اميرآباد است
آن بالا، مدال تقلبی برای سرداران تقلبی تولید می کنند

و كمي‌پايين‌تر
خوابگاهي است كه اي بسا شب‌ها
يك ذره خواب به چشمش نيامده است
بيا به خانه برگرديم
اينجا خوابگاه نيست
بيدارگاه جوان‌هاي ماست
اينجا آشيانه كتاب‌ها و كاغذهايي است
كه اي بسا شب‌ها
چون پرندگاني سپيد
در آتش و دود چرخ خورده‌اند
و با بال‌هاي سوخته
بر نعش‌ها و دست و پاهاي شكسته فروريخته‌اند
و ‌اي بسا شب‌ها
درها و پنجره‌هاشان
از زور درد و ضرب چکمه جهل
مانند موشك‌هاي كاغذي كودكانه ما
تا آن سوي خيابان، پرواز كرده‌اند

بيا به خانه برگرديم خواهركم
من، از لابه‌لاي اين همه شلوغي و فرياد
صداي مادر را مي‌شنوم
كه چشم‌هايش را به كوچه دوخته است
و از تمام رهگذران
كه شانه‌هاشان امروز، خميده‌تر از ديروز است
مي‌پرسد:
«خانم! آقا! شما نداي مرا نديده‌ايد؟
نمي‌دانم كجاست، موبايلش چرا جواب نمي‌دهد؟!
»
نه! خواهركم
حالا ديگر، راهي براي برگشتن نيست
باید به بیمارستان ها  سرد خانه ها  زندان ها

باید به پزشکی قانونی برویم

بايد تمام شب‌ها را
دنبال ردپاي تو
در کوچه ها و خیابان ها باشیم

فردا، تمام تلویزیون های دنیا

چهره خونینت را پخش می کنند

و صفحه‌هاي اول روزنامه‌ها
، در سراسر دنيا
زير عكس تو خواهند نوشت:
اينجا تهران است، خيابان اميرآباد
و این «ندا»

ندای نوشکفته آزادی است

که از گلوی خونین ملتی بزرگ

بر آمده است.

31/3/88
حافظ موسوي

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:6  توسط حافظ موسوی  | 

ساده‌نويسي در شعر امروز
 

حافظ موسوي:

شاعر بايد در عين ساده‌نويسي به عمق‌ نيز دقت كند

 

منبع: ایسنا
حافظ موسوي گفت: شاعر بايد در عين ساده‌نويسي در عمق‌ دادن به
شعرش نيز دقت كند و اين نباشد كه هر خبر هيجان‌انگيزي را در كلماتي بيان كنيم؛ بدون اين‌كه به تاريخ مصرف آن توجه داشته باشيم.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره‌ي ساده‌نويسي در شعر امروز، عنوان كرد: ساده‌نويسي در شعر پديده‌ي جديدي نيست. در گذشته‌ي ادبيات خود هم نگاه كه مي‌اندازيم، با شعر سعدي روبه‌رو مي‌شويم كه انگار شاعري در همين روزگار آن شعر‌ها را سروده است و همچنين شعرهاي حافظ عين استعاري و برخوردار بودن از لايه‌هاي متعدد معنايي، از ظاهري ساده و زلال و شفاف برخوردار است.

 


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:33  توسط حافظ موسوی  | 

شعرهای خاورمیانه

 

گفتگو با حافظ موسوی درباره «شعرهای خاورمیانه»

اهالی دنیا؛ تروریسم و آدمکشی پیشه ما نیست

نویسنده: پوریا سوری

 

 

منبع: هم میهن

مجموعه شعر جدید حافظ موسوی «خرده‌ریز خاطره‌ها و شعرهای خاورمیانه» پس از ماه ها در انتظار مجوز بودن در چند روز گذشته به روی پیشخوان کتابفروشی ها آمده است با حافظ موسوی درباره این مجموعه شعر به گفتگو نشسته ایم.

مجموعه شعر جدید حافظ موسوی مانند اسم خود نگاه جدیدی به حوزه شعر را به همراه خود آورده است این مجموعه شامل دو بخش «خرده‌ریز خاطره‌ها» و «شعرهای خاورمیانه» است که هر بخش شامل 20 شعر است. هم میهن گفتگویی با حافظ موسوی داشته درباره این مجموعه شعر و تاثیرات محیطی بر شعر حافظ موسوی و همچنین مناسبات فرهنگی این سالهای ایران که در ادامه می آید:

 


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:18  توسط حافظ موسوی  | 

خرده ریز خاطره ها

 

حافظ موسوي خبر داد

انتشار «خرده‌ريز خاطره‌ها و شعرهای خاورميانه»

 

ايبنا: حافظ موسوی – شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبی – از چاپ مجموعه شعر «خرده‌ريز خاطره‌ها و شعرهای خاورميانه» خبر داد.

موسوي گفت: اين مجموعه شامل ۴۵ شعر است كه در دو بخش «خرده‌ريز خاطره‌ها» و «شعرهاي خاورميانه» ارائه شده‌است.

به گفته وي، بخش اول اين مجموعه شامل شعرهايي اجتماعي و بخشي از خاطرات شخصي و بخش دوم نيز درباره تاثير جريانات خاورميانه از جنگ افغانستان، عراق و بازخواني روح مشترك و ستمديده در اين منطقه است.

موسوي كه سرودن اين اشعار را از سال ۸۴ شروع كرده در ادامه افزود: شعرهاي اين دو مجموعه پيوسته است و بن‌مايه‌ای سياسي دارد؛ ولي در موسوی: حساسيت نسبت به مسائل اجتماعي پيرامونی ما، وقايع اخيري كه در خاورميانه رخ داد و وضعيت اجتماعي كشورهاي عراق و افغانستان نقطه عطفي در سرودن «شعرهاي خاورميانه» شد نهايت اين مخاطب است كه با خواندن اين اشعار به آنها سمت و سو مي‌دهد.

وي درباره بخش دوم اين مجموعه گفت: حساسيت نسبت به مسائل اجتماعي پيرامونی ما، وقايع اخيري كه در خاورميانه رخ داد و وضعيت اجتماعي كشورهاي عراق و افغانستان نقطه عطفي در سرودن «شعرهاي خاورميانه» شد.

يكي از شعرهاي اين شاعر در بخش «شعرهای خاورمیانه» این کتاب، به «هلال خصيب» مي‌پردازد. وي در اين‌باره عنوان كرد: هلال خصيب نواري است كه بخشي از فلسطين، لبنان، سوريه و كشورهاي ديگر را دربرمي‌گيرد و به عنوان منطقه‌اي حاصل‌خيز، مهد تمدن و ظهور اسطوره‌ها از آن ياد شده است.

به گفته موسوي، مجموعه شعر «خرده‌ريزخاطره‌ها و شعرهاي خاورميانه» در ۸۰ صفحه از سوي انتشارات آهنگ ديگر منتشر خواهد شد و همزمان با نشر اين اثر در ایران، با ترجمه‌ مريوان حلبچه‌اي به زبان كردي در كردستان عراق نیز به چاپ خواهد رسید.

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 12:45  توسط حافظ موسوی  | 

یادداشت مینا رضایی فرخ


خوانشی از شعر «خرده
ریز خاطرهها» از حافظ موسوی

 مینا رضایی فرخ

 منبع: وازنا

انقلاب ایران در سی سال اخیر سر منشاء بسیاری از شعرهای شاعران معاصر بوده است. بهطوری که بعضی از ایشان به شاعران انقلابی شهرت یافتهاند و صرفا ً با اشعارشان در این حوزه شناخته میشوند. شعرهایی که در مدح رهبر انقلاب، شهادت، آرمانهای انقلابی و ذم حاکمان مستبد، اختناق و ... سروده شده است.

در این میان که به انقلاب بهعنوان یک مفهوم کلی و مقدس نگاه شده است شعرهایی به صورت جزئی به توصیف فضای حاکم بر آن زمان و بیان رویدادهای خرد پرداختهاند و در آن هیچ نشانهای از خیر و شر دیده نمیشود و در پایان خواننده را در مسند قضاوت قرار نمیدهند.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:26  توسط حافظ موسوی  | 

سرگرمی و لذت


حافظ موسوی

سرگرمی و لذت، اصل اول و بنیادین ادبیات است

 

 

حافظ موسوی گفت: فیلسوفان، شاعران و زیبایی‌شناسان هنوز نتوانسته‌اند به نتیجه‌ای درباره‌ی مفید بودن ادبیات برسند.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، اظهار كرد: این‌كه ادبیات و شعر به درد می‌خورد یا نه و این‌كه فایده‌ای دارد یا نه، از آن بحث‌های قدیمی است كه از روزگار افلاطون و ارسطو تا به امروز مطرح بوده است. افلاطون جهان مادی یا واقعی را تقلیدی از جهان مثالی (مثل‌ها) می‌دانست و معتقد بود، شعر تقلیدی از این جهان تقلیدی است؛ یعنی تقلید مضاعف كه هیچ فایده‌ای بر آن مترتب نیست. ارسطو حرف استاد را نقد و نقض كرد و گفت، غریزه‌ی تقلید در سرشت آدمی است و همین استعداد تقلید است كه انسان را از دیگر جانوران متمایز می‌سازد و مایه‌ی‌ تكامل او می‌شود؛ پس نه تنها مفید است؛ بلكه ضروری هم هست.

او ادامه‌ داد: این موضوع طی قرن‌ها بعد از آن، بارها توسط فیلسوفان و زیبایی‌شناسانی چون: كانت، هگل، شیللر، گوته و... مورد بحث قرار گرفت. كانت به زیبایی به عنوان امری فی‌نفسه و فارغ از سودمندی دیگران می‌نگریست. گوته معتقد بود، شعر فارغ از ارزش‌های اخلاقی است و دیگران تا به امروز در این‌باره بسیار گفته‌اند.

موسوی شعر و ادبیات را بخشی از هستی انسان دانست و گفت: انسان در یك معنای كلی، موجودی است كه شعر می‌نویسد، داستان‌سرایی می‌كند، قدرت تشخیص موزونیت، ریتم و موسیقی دارد. اگر این خاصیت در انسان نبود، این همه حكایت و افسانه و اسطوره‌ و شعر و داستان و رمان با این همه زحمت خلق نمی‌شد. انسانی كه از این خاصیت‌ها تهی باشد، جانوری است كه نیمی از سیر تكامل بشری را طی نكرده است. چنین انسان‌هایی در جوامع شهری معمولا بسیار نادرند.

این شاعر ادبیات را سرگرم‌كننده معرفی كرد و افزود: سرگرمی و لذت، اصل اول و بنیادین ادبیات است؛ اما یاد گرفتن و یاد دادن واژه‌ی‌ مناسبی برای تأثیری كه هنر و ادبیات بر انسان می‌گذارد، نیست. شعر و ادبیات در معنای محض خود نمی‌خواهد بر معلومات ما درباره‌ی‌ چیزی یا چیزها بیافزاید؛ بلكه می‌خواهد هستی چیزها (طبیعت اشیا) را به ما نشان دهد.

|+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 19:22  توسط حافظ موسوی  | 

شعری از شهروند امروز
 

گزاره‌های وارونه


بچه‌بورژواهای انقلابی
عكس «چه گوآرا» را
از كتابخانه‌های متروك پدرهاشان
كش می‌روند
و روی سینه‌های تی‌شرت‌های گران‌قیمت می‌چسبانند

بچه‌كارگرهای جنوب شهری
مدرك‌های مهندسی خود را
به سبك بورژواهای قدیمی قاب می‌گیرند
و در كتابخانه‌های خالی شركت‌هاشان نصب می‌كنند

تجارت تی‌شرت
تجارت انقلاب
شركت‌های قدیمی ورشكسته
شركت‌های جدید در حال شكوفایی
حقه‌بازی، كلاه‌برداری، جنگ
ظهور ناگهانی «آدام اسمیت» از دلِ كاپیتال
فرار «ماركس» به هندوستان
قبول عضویتِ «انگلس» در كلوب مرتاضان
......

قبول می‌كنم، این‌ها اصلا شعر نیست
فقط گزاره‌های وارونه‌ای‌ست در صناعتِ پوئتیك
به سبك شاعران رمانتیك
اما برای تقویت حافظه
و پیشگیری از بیماری خطرناك فراموشی( یا آلزایمر)
بد نیست
و می‌توانید به دلخواه‌تان مرتب‌شان كنید:
بچه‌بورژواهای شمال شهری
بچه‌كارگرهای انقلابی
توسعه‌ی تجارت اینترنشنال
الگوی بی‌بدیلِ دموكراسی
اخلاق، عشق، اعتلای حقوق بشر، آزادی
سوت، سوت، سوت
لطفا برای خودتان(و من)
بلند كف بزنید!


منبع: شهروند امروز

|+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:12  توسط حافظ موسوی  | 

یادداشتی از اصلان قزللو و...

 

"زن ، تاریکی، کلمات" سروده ی حافظ موسوی

انتشارات آهنگی دیگر- - چاپ  دوم 1385-101 صفحه

 

 

 منبع:خانه نقد

 

اصلان قزللو-جمعه -۳/۸/۸۷

همان گونه که از اسم کتاب پیداست ، سه بخش دارد:

1-     زن: 33 صفحه

2-     تاریکی: 25 صفحه

3-     کلمات: 43 صفحه

در بخش نخست ، "زن"  در شعر "زن ، تاریکی ،کلمات" و "وبعد" و"نیلوفر کبود" و" غزالی در خانه ی سالمندان " ، نمودی آشکارا دارد. اما در دیگر شعرها پنهان یا کم رنگ می شود.آن چه در ظاهر نوشته های این بخش جلب نظر می کند، گرایشاتی است که بعضی شاعران – به ویژه جوان – به آن دارند و آن "فیلشعر" است .(فیلمنامه – شعر) نوشته ای به ظاهر فیلم نامه و در باطن ، شعر . حال چه قدر این شکل مخاطب را در متن درگیر می کند ، بماند که سطرهایش ، کم تر ویژگی شعری می گیرند اما از تخیل و زبان و مفهوم باز نمی مانند.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:8  توسط حافظ موسوی  | 

جلسه ی نقد و بررسی کتاب زن تاریکی کلمات


جلسه ی نقد و بررسی کتاب زن تاریکی کلمات

شنبه ۲۵ آبان ساعت ۳۰/۴ عصر

نشانی: شهرک غرب - انتهای ایران زمین - جنب فرهنگسرای ابن سینا - شهر کتاب این سینا

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:26  توسط حافظ موسوی 

گفتگو با علی حسن زاده


اوضاع مايوس کننده نيست

گفت وگو با حافظ موسوي

علي حسن زاده



عکس از محسن بوالحسنی


منبع: روزنامه اعتماد

شعر امروز ما «ناشر» اندک دارد و آن اندک ناشراني که گهگاه اثري از شاعري منتشر مي کنند، البته در تيراژي اندک، هزينه چاپ کتاب را از شاعر مي گيرند؛ نشريات ادبي و هنري اندکي هستند که به شعر امروز بها بدهند؛ شعر امروز ما «منتقد» اندک دارد و بسياري از منتقدان حرفه يي دهه هاي قبل در خصوص شعر امروز ما سکوت کرده اند. شاعران حرفه يي شعر امروز ما مثل مهرداد فلاح، ابوالفضل پاشا، علي باباچاهي، بهزاد خواجات، مسعود احمدي و... در مصاحبه ها و سخنراني ها و نوشته هايشان از اين وضعيت ابراز نارضايتي مي کنند و اين طبيعي است که با وجود اين وضعيت به اينترنت پناه ببرند و آثارشان را در آنجا منتشر کنند و از همه مهم تر اينکه شعر امروز ما «مخاطب» اندک دارد. به نظر مي رسد اين عوامل و عواملي ديگر دست به دست هم داده اند و منجر به توليد گسستي بين مخاطبان و شعر امروز شده اند که اين گسست منجر به ايجاد بحراني بسيار اسفناک با عنوان «بحران مخاطب» شده است. موضوع «بحران مخاطب در شعر امروز ما» بهانه يي شد تا در خصوص آن با حافظ موسوي به گفت وگو بپردازم. حافظ موسوي (شاعر معاصر و ناشر) در 15 اسفند 1333 به دنيا آمد. او از اعضاي کانون نويسندگان ايران است، وي مدتي دبير هيات تحريريه مجله کارنامه بود و اکنون به همراه شمس لنگرودي و شهاب مقربين، مدير انتشارات آهنگ ديگر است. آثار او عبارتند از؛ دستي به شيشه هاي مه گرفته دنيا (برنده جايزه ادبي گردون)، سطرهاي پنهاني، شعرهاي جمهوري، چهره هاي قرن بيستمي ايران، مهدي اخوان ثالث، زن، تاريکي، کلمات.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 3:32  توسط حافظ موسوی  | 

یادداشت حامد رحمتی

در میان دوات

حامد رحمتی


 منبع: کارگزاران

تامل شاعرانه و ظرافت‌های دقیق كلامی بیانگر نكته‌سنجی شاعر است. پشتوانه‌ای عمیق در شناخت اركان شعر و شگردهای زبانی به شاعر امكان می‌دهد، تصویرها در سیطره یك نظام ساختارمند آنقدر هماهنگ جلوه كند تا التذاذ خوانش متن در گستره معنا وسعت یابد. استفاده از نثری ساده از یكنواخت شدن فضاها می‌كاهد و تاویل‌های گوناگون را حاصل می‌شود و تنوع طیف‌های بی‌آلایشش را روی متن می‌گستراند تا در این مجموعه به آرامشی بزرگ مبدل شود «زن، تاریكی، كلمات» متشكل از سه قسمت است. به كار گرفتن كلمه‌ها با موقعیت‌های خاص تجربه‌های ارزشمندی را به همراه دارد شاعر در این مجموعه كوشیده است از عناصر سینمایی و داستانی بهره جوید.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:38  توسط حافظ موسوی  | 

گفت‌وگو با ايسنا

این‌جا تعریفی گذشته‌گرایانه را از پست‌مدرنیسم رواج داده‌اند

حافظ موسوی

 

حافظ موسوی گفت: متأسفانه درباره‌ی پست‌مدرنیسم، آن‌چه در كشور ما از سوی محافل رسمی و آكادمیك ترویج شده، تعریفی بغایت گذشته‌گرایانه بوده است.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، یادآوری كرد: پست‌مدرنیسم یك وضعیت است كه پس از نیمه‌ی‌ دوم قرن بیستم در دنیای غرب پدید آمد. منظور از وضعیت یعنی مختصات جدیدی كه این روزگار را از روزگار پیش از آن متفاوت می‌كند؛ روزگاری كه تجربه‌ی دو جنگ جهانی هولناك را پشت سر گذاشته و به رغم پیشرفت‌های سیاسی و دموكراسی، فجایع بزرگی چون كشته شدن میلیون‌ها انسان در دو جنگ جهانی و كوره‌های معروف آدم‌سوزی را به همراه خود داشته است. این وضعیت جدید به هر حال برآمده از جنبش چهارصدساله‌ای بود كه از رنسانس به بعد در غرب رخ داده بود.

او با بیان این‌كه تناقضات زندگی مدرن و نتایج ناهمگون آن همواره مورد انتقاد مدرنیست‌ها نیز بوده است، خاطرنشان كرد: اولین منتقد مدرنیسم، شاعران، نویسندگان و متفكران مدرن بوده‌اند؛ از ماركس تا نیچه. در یك نگاه كلی، پست‌مدرنیسم نگرش انتقادی نسبت به پروژه‌ی مدرنیسم است؛ اما همین‌جا باید این نكته را در نظر داشته باشیم كه پست‌مدرنیسم علیه مدرنیسم نیست. پست‌مدرنیسم در امتداد و ادامه‌ی پروژه‌ی‌ ناتمام مدرنیسم است؛ اما با نگرش انتقادی.

به باور موسوی، این‌ها زمینه‌های اصلی پیدایش وضعیت پست‌مدرن در جهان معاصر است؛ به این معنا كه پست‌مدرنیسم را نمی‌توان به عنوان یك مكتب اثباتی كه از خودش تعاریف قاطعی به دست می‌دهد، درنظر گرفت. پست‌مدرنیسم بیش از آن‌كه نگرشی اثباتی باشد، نگرشی انتقادی است.

این شاعر درباره‌ی پست‌مدرنیسم در حوزه‌ی‌ ادبیات نیز گفت: در حوزه‌ی‌ هنر و ادبیات نمی‌توان به دنبال مكتب خاصی به نام پست‌مدرنیسم گشت. آن وضعیتی كه از آن به عنوان پست‌مدرنیسم یاد كردم، طبیعتا در همه‌ی‌ وجوه از جمله ادبیات و هنر بازتاب داشته است. در این‌جا نیز كماكان ما به جای نگرش اثباتی، با نگرش انتقادی مواجه‌ایم.

او همچنین بیان كرد: هنرمند و شاعر پست‌مدرن در آموزه‌ها، آموخته‌ها و قواعد خشك و قاطع دوران مدرن، پرسش‌ها و تردیدهای خود را مطرح می‌كند و پست‌مدرن موارد كلاسیكی را مورد پرسش قرار می‌دهد. این پرسش‌گری در قواعد كلاسیك به مراتب رادیكال‌تر از پرسش‌گری رمانتیك‌ها و مدرنیسم‌هاست؛ برای همین است كه شاعر یا هنرمند پست‌مدرن در هر قاعده‌ای كه پیش از آن غیرقابل تردید به حساب می‌آمد، شك و تردید را برای خود حفظ می‌كند.

موسوی خاطرنشان كرد: فیلسوف و هنرمند و شاعر پست‌مدرن، اگرچه ابزار عقل را كنار نمی‌گذارد، با عقل ابزاری برخوردی انتقادی دارد. تفكر و هنرمند پست‌مدرن ایمان قاطع و تردیدناپذیر مدرنیست‌ها و رمانیست‌ها را با برخوردی طنزآلود به چالش می‌طلبد. از آن‌جا كه او اساسا در فكر پاسخ‌های احساسی نیست، گاهی و اغلب ترجیح می‌دهد با ابزار طنز، سست بودن بنیاد تفكر قبلی را افشا كند.

او در ادامه گفت: پست‌مدرنیسم درواقع می‌خواهد نشان دهد كه چطور همه‌ی دریافت‌های انسان از هستی در مهی رقیق شناور است و چطور مرزهای قاطع بر این تردید جهان دكارتی قابل تردید است. این‌ها كلیاتی است كه می‌توان بازتاب‌های آن را در معماری، نقاشی، شعر و ادبیات نشان داد. البته پست‌مدرنیسم تعریف‌های دیگری هم دارد.

این شاعر در عین حال خاطرنشان كرد: شكست‌خوردگان جنبش مدرنیسم، چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان، وضعیت پست‌مدرن را موقعیتی به شمار آورده‌اند كه بتوانند بار دیگر انسان را به گذشته‌ی قرون وسطایی برگردانند؛ یعنی به گذشته‌ای كه رنسانس آن را نفی كرد.

حافظ موسوی درباره‌ی زمینه‌ی‌ حضور چنین تفكری در ایران نیز یادآوری كرد: در كشور ما پس از شكست جنبش ملی و استقرار حكومت كودتا، زمینه‌هایی برای چنین تفكری مهیا شد و حتا گروهی از روشنفكران مبلغ بازگشت به گذشته‌های از دست‌رفته شدند؛ مبلغ مخالفت و دشمنی با دستاوردهای عظیم مدرنیسم.

او ادامه داد: این داستان و این نگاه هنوز هم وجود دارد و هنوز هم می‌كوشد ما را از گام نهادن در مسیر مدرنیسم، كه دست كم 100 سال از زندگی ما را از مشروطه تا به امروز تحت تأثیر قرار داده است، مأیوس كند. طرفداران این نگاه می‌گویند دیدید مدرنیسم در دنیا چه فجایعی را به بار آورد؟ دیدید اگر ابزار زندگی‌مان را به دست عقل ناقص انسان بسپاریم، چه فجایعی به بار خواهد آمد؟ پس بیایید بار دیگر سكان عقل را تعطیل كنیم و در برابر قدرت‌های اسطوره‌یی، در برابر آن‌هایی كه نمایندگان عقل فرابشری هستند، سر تعظیم فرو آوریم و بگذاریم بار دیگر ما را به سعادت دنیوی و اخروی، از آن‌گونه كه در قرون وسطا شاهد آن نوع بودیم، رهنمون شوند. طبیعی است اگرچه این نگاه حامیان سرسختی دارد، دیدگاهی است كه در برابر تاریخ ایستاده و نهایتا فرو خواهد ریخت.

|+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:29  توسط حافظ موسوی  | 

يادداشت در اعتماد ملي

سیاست فرهنگی دولت، غیرمداراگرایانه است

حافظ موسوی

 

منبع: اعتماد ملي

درباره عملكرد فرهنگی دولت نهم در یك كلا‌م شاید بتوان گفت سیاست دولت نهم در مسیر فرهنگ، سیاست انسداد بوده است. اگرچه از ابتدای انقلا‌ب سیاست‌های فرهنگی در كشور ما بر اساس یك دیدگاه خاص شكل گرفته است اما در دوره اخیر این دیدگاه به صورت بسیار غیرمداراگرایانه‌ای به جریانات دیگر‌نگاه كرده و تقریبا كوشش كرده راه بیان آرا و عقاید دیگران را مسدود كند ولی تجربه ما در بیست‌وپنج، ‌شش سال اخیر نشان داده كه به هرحال نمی‌شود برای همیشه راه بیان افكار و عقاید دیگران را مسدود كرد. همان‌طور كه در گذشته نفی و انكار ادبیات مدرن ایران و چهره‌های نامداری مثل نیما،‌هدایت، فروغ و شاملو راه به جایی نبرد و به هرحال جامعه این گنجینه‌ها را از فراموشی اجباری نجات داد‌، بار دیگر قطعا همین اتفاق خواهد افتاد.

چیزی كه در دولت نهم آشكارا به چشم می‌خورد این است كه ظاهرا بودجه‌های فرهنگی به مراتب بیشتر از دوره‌های قبل تصویب می‌شود و رقم‌های كلا‌نی صرف برگزاری جشنواره‌ها، چاپ كتاب،‌ تجهیز كتابخانه‌های مدارس و مساجد می‌شود كه همه اینها به حساب فرهنگ مملكت گذاشته می‌شود. در حالی كه این بودجه‌ها فقط در مسیرهای خاص خرج شده و فقط سیستم‌های خاصی را پوشش می‌دهد كه حتی اگر در جامعه دارای اكثریت باشند هیچ تضمینی برای صحت آن وجود ندارد. كار فرهنگ و تولید فكر، كاری نیست كه تكلیف آن را بتوان با رای‌گیری روشن كرد. فرهنگ، ‌هنر و ادبیات پیشرو همواره از سوی اكثریت جامعه با تردید نگریسته شده است اما واقعیت چیز دیگری است. واقعیت این است همین چیزی كه در بدو امر نگاه تردیدآلودی را از سوی اكثریت به همراه دارد بعدها به اركان فرهنگ جامعه تبدیل خواهد شد. كدامیك از بزرگان فرهنگ و ادب این سرزمین را- از رودكی و فردوسی و خیام گرفته تا معاصران- می‌شناسید كه در زمان حیات خود با استقبال مراكز قدرت روبه‌رو باشند؟ اما امروز حذف اینها از فرهنگ كشور امكان‌پذیر نیست. سیاستگذاران فرهنگی این دولت باید بدانند و این حقیقت را بپذیرند كه در آینده‌ای نه چندان دور تندیس بزرگانی چون نیما، شاملو و فروغ آذین‌بخش میدان‌ها و خیابان‌های كشور خواهد بود بنابراین در یك جمع‌بندی كلی به نظر من می‌توان گفت مشكل اساسی فرهنگ جامعه نگاه تنگ و بسته كسانی است كه فكر می‌كنند حقیقت مطلق فقط همان چیزی است كه آنها می‌گویند. این را هم باید اضافه كرد كه البته بسیاری هم حتی چنین عقیده و ایمانی ندارند و فقط از روی ظاهرسازی و ریاكاری است كه عرصه را بر دیگران بیشتر و بیشتر تنگ می‌كنند.

|+| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 16:26  توسط حافظ موسوی  | 

دکتر جواد مجابی


 سرخوشانگی در شعر دکتر مجابی

حافظ موسوی

 این مطلب پیش از این در روزنامه ی کارگزاران چاپ شده است. اما جاهایی از قلم افتاده که در این جا مطلب را به صورت کامل می خوانید.

 

از انتشار نخستین کتاب دکتر مجابی (فصلی برای تو- 1344) بیش از 40 سال می‌گذرد. در این چهل و اندی سال، دکتر مجابی در عرصه ادبیات، فرهنگ، هنر و روزنامه‌نگاری همواره حضوری فعال داشته و در زمینه‌های گوناگونی قلم زده است. چندهزار صفحه شعر، داستان، رمان، پژوهش، نقد و مقاله نوشته است. این هنرمند متین و متواضع از دانش و اطلاعات گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف هنری و علوم انسانی برخوردار است. تحصیلکرده حقوق است، در رشته اقتصاد مدرک دکتری دارد. در روزنامه‌نگاری سابقه بسیار موفقی دارد. به عنوان منتقد نقاشی و هنرهای تجسمی در بین اهل هنر شناخته شده است. در نقد ادبی، اگرچه پرکار نبوده اما بنا به گفته آقای رویایی یکی از مهم‌ترین مقالات را درباره معرفی شعر حجم نوشته است. و در این سال‌های پرتلاطم در فعالیت‌های روشنفکری ایران همواره نقشی درخور داشته است. دکتر مجابی برای من نمونه تیپیک یک روشنفکر است؛ روشنفکری که شهروند این جهان و این لحظه است. با معیارهایی که در غرب که زادگاه روشنفکری است، برای انسان روشنفکر وجود دارد. مجابی به عنوان یک روشنفکر نسبت به جامعه‌اش دغدغه و دل‌نگرانی دارد. همواره دل‌نگران آزادی است و هرجا که به آزادی خدشه‌ای وارد شود واکنش نشان می‌دهد. این خدشه ممکن است از سوی قدرت ها باشد. که معمولا چنین است و تکلیف ما با آن روشن است – و ممکن است از جانب خودمان و از درون خودمان باشد. در چنین مواردی بسیاری از روشنفکران، مخصوصا روشنفکران سیاسی معمولا مصلحت‌اندیشی می‌کنند، اما دکتر مجابی اهل چنین مصحلت‌اندیشی‌هایی نیست و این به نظر من بسیار حائز اهمیت است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:1  توسط حافظ موسوی  | 

منصور بنی مجیدی

حافظ موسوی:
آرمان‌خواهی در شعر منصور بنی‌مجیدی موج می‌زد

 منبع: ایسنا
حافظ موسوی درباره‌ی منصور بنی‌مجیدی گفت: او از شاعران فعال
منطقه‌ی آستارا بود كه هم‌ به زبان تركی شعر می‌گفت و هم فارسی.

این شاعر در پی درگذشت بنی‌مجیدی در گفت‌وگویی با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) عنوان كرد: تا جایی‌كه می‌دانم، شعر تركی او علاوه بر شهرت در مناطق آذری‌زبان خودمان، به منطقه‌ی جمهوری آذربایجان نیز راه یافته بود و طرفدارانی داشت، و شاید بتوان گفت شعر تركی‌اش معروف‌تر از شعر فارسی‌اش بود.

موسوی افزود: بنی‌مجیدی كه نزدیك به پنج مجموعه‌ی شعر منتشر كرد، از جوانی ضمن این‌كه شعر و ادبیات از دل‌مشغولی‌هایش بود، دغدغه‌ی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی هم داشت و در شعر او، یك‌ نوع آرمان‌خواهی كه نسل بنی‌مجیدی به دنبالش بودند، موج می‌زد. شعرش در مجموع، شعری است با زبانی ادبی كه با تحولات شعر فارسی از دهه‌ی 60 به بعد همگام می‌شود و به سادگی گرایش پیدا می‌كند.

وی همچنین یادآور شد: آخرین اثر او كه قرار بود از سوی نشر آهنگ دیگر منتشر شود، گزیده‌ای از دفترهای قبلی‌اش بود به انتخاب داریوش معمار، كه نزدیك شش‌ ماه است برای دریافت مجوز ارائه شده و هنوز جوابی از آن نیامده است. اتفاقا با توجه به بیماری بنی‌مجیدی، نامه‌ای نوشتیم و خواستیم مجوز این اثر زودتر داده شود؛ چون خودش دوست داشت كتاب در زمان حیاتش چاپ شود.

موسوی در پایان گفت: درگذشت بنی‌مجیدی را به خانواده‌اش و جامعه‌ی ادبی تسلیت می‌گویم. او به لحاظ شخصیتی، خوش‌خو، مهربان،‌ عاطفی، دلنشین و دوست‌داشتنی بود.

|+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:12  توسط حافظ موسوی  | 

محمدعلی سپانلو


تصویرتهران از نگاه شاعر تهران درمنظومه «خانم زمان»

حافظ موسوی

 

منبع: روزنامه ی کارگزاران

محمدعلی سپانلو در مصاحبه‌ای گفته است: «در ادبیات فارسی این شهر(تهران) خیلی بدنام است. شهرستانی‌ها به شهرهایشان تعصب دارند و حاضر نیستند سر مویی از آن، به خصوص از سوی اهالی دیگر شهرها بد بشنوند. اما تهران را همه می‌زنند توی سرش و همه اظهار نارضایی می‌كنند كه گیر این شهر افتاده‌اند. با تمام این احوال آنها فقط می‌توانند در تهران زندگی كنند. تهران مادر بسیار شكیبا و مهربانی است كه تمام این بدخلقی‌ها را تحمل می‌كند و از كسی هم طلبكار نیست. » حرف سپانلو ممكن است امروز قدری مبالغه‌آمیز به نظر برسد اما 30-40 سال پیش دقیقا همین طور بود. ابراز انزجار از پایتخت و پایتخت‌نشینی یكی از سوژه‌های روشنفكران و حتی مردم عادی بود. پایتخت‌نشینی با بی‌دردی، الكی‌خوشی، زد و بند با قدرت، بی‌هویتی، غرب‌زدگی، اصالت‌باختگی و بسیاری از صفات ناپسند دیگر مترادف بود و جالب اینكه مبلغ این فرهنگ روشنفكرانی بودند كه از شهرستان‌ها به تهران آمده بودند، در این شهر بالیده بودند و به نام و شهرتی رسیده بودند. این را البته نباید خصومتی علیه تهران به حساب آورد، چون نسبت به شهرهای بزرگ دیگر هم همین حرف‌ها از سوی اهالی شهرهای كوچك‌تر گفته می‌شد و این نشان می‌دهد كه موضوع فرارتر از خصومت با یك شهر خاص (تهران) بوده و به یك بینش كلی‌تر مربوط بوده است. از قاجاریه به بعد تهران تبلور همه ایران بوده است و هنوز هم هست.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:38  توسط حافظ موسوی  | 

گزارش نیما صفار


نقد کتاب «زن، تاریکی، کلمات»

«خواندن ِ زن، تاریکی، کلمات در گرگان»

 

 

ساعت 5/3 بعدازظهر چهارشنبه یک اسفند مثل ِ چهارشنبه‌های ماه‌های قبل قرار داشتیم اتوبوس بیاید ایستگاه ببردمان. رسیدیم به 10. نه‌تای قبلی: «هِی نام تازه‌ی چیز (حبیب موسوی) شکل خودم را از یاد برده‌ام (محسن کریمی) ریخت ِ ساده‌ی روزها (علی ساروی) به نام ِ اسم (علی مؤمنی) بیهودگی‌های یک قاب (شعبان ِ بالاخیلی) اندامی از صدا (علیرضا ابن‌قاسم) وقتی غزل به منزله‌ی اعتراض نیست (مسلم فدایی) ماه، حلقه‌ی بی‌انگشت (میثم ِ ریاحی) از فکرهای با تو (منصور جعفری خورشیدی)» حالا هم «زن، تاریکی، کلمات» ِ حافظ موسوی. بهانه‌ای‌ست برای همه‌هم‌رادیدن حتا در جزقله‌شهری گرگان‌نام. اتول می‌آید سوار شویم منتظر می‌مانیم بقیه بیایند می‌آیند و نمی‌آیند (بقیه) می‌رویم با اتول و تا هتل کرم می‌ریزیم و خوش می‌گذرانیم. این کار را من (نیما صفار)، سارا (سعیدی)، محمد (جهانی)، سپیده (گیلاسیان)، روزبه (گیلاسیان)، بهنام (کیانی)، افسانه (برزویی)، ولی (فتاح‌زاده) شروع کردیم (کرم ریختن ِ عرفی نه، جلسات ماهانه‌ی «نقد ِ کتاب ِ گلستان») که آخرین چهارشنبه‌ی هر ماه و گاهی اوّل بعدی موعدش می‌رسد. اوّل دست‌تنها بودیم و بعد کانون ِ دوست‌داران ِ کتاب و کمیسیون ِ فرهنگی ِ شورای شهر گرگان هم آمدند کمک‌مان و همین‌طور محمود طهماسبی‌فر، هتل‌دار.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 2:24  توسط حافظ موسوی  |