تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
قتل

"قتل"

 

نه آنقدر با تو دوست بودم

كه برای دیدنت

به كافه ای در آن سوی شهر آمده باشم

نه آنقدر عاشقت

كه برای كشتن ات تپانچه ای بخرم

 

با این همه

وقتی به كافه رسیدم

جنازه ی خونینت درحیاط افتاده بود

 و پلیس ها

           - در حالی كه با هم شوخی می كردند –

خط می كشیدند دورت را

 

تپانچه ام را در سطل زباله انداختم

گوشه ی دنجی نشستم

و قهوه ای تلخ سفارش دادم .

 

مهر ٨۵

|+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 12:32  توسط حافظ موسوي  |